به بهانه ی آغاز سال تحصیلی جدید
آغاز سال تحصیلی جدید بهانه ای شد تا با آسیب شناسی آموزش و پرورش مطالبی هر چند کوتاه تقدیم مخاطبان عزیز نمایم. امیدوارم مورد توجه قرار گرفته و به گوش مسئولین و برنامه ریزان آموزشی و پرورشی کشور نیز برسد.
بررسی چالش های پیش روی آموزش وپرورش در دنیای معاصر، بیانگر این حقیقت است که آموزش وپرورش در هر برهه از زمان، ویژگی های مخصوص به خود را دارد. تنوع نیازهای فراگیران در دنیای فراصنعتی و لزوم توجه به آن ها، نیازبه یک همگرایی وسیع در سه سطح اساسی اجتماع ، خانواده و مدرسه دارد. براساس همین رویکرد، مدرسه به عنوان کانون حقیقی تشخیص ، وظیفه ی مهم تدوین وکاربرد نیازها در زندگی روزمره ی اجتماعی افراد را برعهده دارد.
توقع وانتظارات آحاد مردم جامعه این است که دستگاه مدعی آموزش وپرورش بتواند با آموزش وپرورش فرزندان، نیازهای سطوح مختلف جامعه از لحاظ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را برآورد نماید.
آموزش وپرورش براساس فلسفه ی ذاتی خود وظیفه ی حفظ ، انتقال وگسترش میراث فرهنگی جامعه را برعهده دارد. توفیق و شکست برنامه های توسعه در ابعاد مختلف در سایه ی برنامه ریزی درست و تلاش و مساعدت معلمان به طور خاص ومردمان یک جامعه به طورعام بستگی دارد. تجارب کشورهای موفق نشان می دهد که پیشرفت ودستیابی به قله های ترقی، درسایه ی مدیریت صحیح و کوشش وتلاش معلمان میسر است. اگر عوامل مؤثر در توسعه را فهرست نماییم، نقش آموزش وپرورش دراین میان بی بدیل است.
آموزش و پرورش ایران در طول دهه های گذشته گرفتار نظام های مختلف آموزشی شده و پس از مشخص شدن ناکارآمدی آن، جای خود را به طرح و برنامه ای دیگر داده است. برنامه ریزی های غلط که گاه با استفاده از رابطه در سطح کشور اجرا شده و عرصه ی آموزش و پرورش را بسان یک آزمایشگاه بزرگ انسانی درمی نوردند بزرگ ترین ضربه را به نیروی انسانی ما وارد می سازد. بی شک این قبیل آزمایش ها که گاهی نیز تکراری می باشند، آن هم بر روی کودکان و نوجوانانی که به عنوان نیروی انسانی قرار است آینده ی این کشور را به دست بگیرند کاری بسیار غیر عقلانی به نظر می رسد.
چالش مهم دیگر در آموزش وپرورش ما کمبود نیروهای مجرب وتوانا است. نیروهایی که بتوانند با پشتکار خود گره از مشکلات آموزش وپرورش بگشایند .دستگاه مهم آموزش وپرورش باهمه ی نیروهای انسانی که در اختیار دارد، باز هم با فقر نیروی انسانی ماهرمتخصص مواجه است.
برنامه ریزان ما ناگزیرند که راه های دستیابی به این نیروها را کشف وبه سرعت عملیاتی کنند وگرنه فردا خیلی دیر خواهد بود واین از دیدگاه آیندگان ممکن است فرصت سوزی تلقی شود.
مسئله ی دیگر که توجه بسیاری از مدیران را نیز به خود معطوف داشته است، موضوع بودجه در آموزش و پرورش است. در کشور ما همانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه ی جهان، آموزش و پرورش درصد قابل ملاحظه ای از بودجه ی جاری دولت را به خود اختصاص می دهد و از آنجایی که رشد وتوسعه ی اقتصادی هر کشور در گروی شکوفایی نظام آموزشی آن کشوراست، سرمایه گذاری در آموزش وپرورش سودآورترین سرمایه گذاری تلقی می شود. زیرا گسترش تعلیم و نسل جوان وتربیت نیروی انسانی ماهر ومتخصص ونخبه سبب پیشرفت جامعه می شود. ولی متأسفانه هرساله شاهدیم که وزارت آموزش و پرورش آن قدر با کمبود بودجه مواجه است که گاه توان پرداخت حقوق معوقه ی معلمان را نیز ندارد و علیرغم شعارهای مختلف در خصوص آموزش و پرورش رایگان دست به دامن اولیای دانش آموزان شده و به عنوان مشارکت های مردمی جیب های مردم را خالی می کنند. تبدیل مدارس به «هیئت امنایی» و دریافت شهریه از دانش آموزان مدارس شاهد و نمونه ی دولتی و ده ها کیسه ی دیگر از این نوع می باشد.
موضوع دیگر کمتوجهی به قلمرو حرفهای تخصّصی مدیریت و رهبری آموزشی در لایه های مختلف وزارت آموزش و پرورش است که در سطوح پایین آموزش و پرورش و عموماً در سطح مدارس زیاد دیده می شود. ما اگر مدارک تحصیلی مدیران مدارس را بررسی کنیم مشاهده خواهیم کرد که رشته ی تحصیلی بسیاری از آنان به صورت مازاد بوده و کلاس های درس برای پر کردن آن رشته وجود ندارد. به عنوانت مثال می توان از رسته ی تحصیلی ادبیات فارسی نام برد. و این نشان می دهد که برای انتخاب مدیران در بسیاری از موارد از نیروهای مازاد استفاده شده است نه نیروهای ماهر و متخصص!
رویکرد دیگر نیزعبارت است از نقص عمده در تأمین تربیت ونگهداری نیروی انسانی درآموزش پرورش. مطالعات زیادی این موضوع را به اثبات رسانده که آموزش های ضمن خدمت منجر به افزایش کارآیی وبهره وری در سازمان ها و نهاد های مجری می گردد. ولی متأسفانه تحقیقات زیادی درمراکز آموزش و پرورش کشور نشان می دهد که این گونه آموزش های جز پاره ای از دروس تازه تألیف به هدف های خود نرسیده است. وبسیاری از معلمان نیز گفته اند که به خاطر افزایش مهارت حرفه ای در این دوره ها شرکت نکرده اند بلکه علل وعوامل دیگری از جمله افزایش ضریب حقوقی در شرکت آن ها مؤثربوده است. و به خوبی می توان نتیجه گرفت که وقتی هدف چیزی غیر از یادگیری باشد پس برگزاری این دوره ها با این روش کارساز نخواهد بود.
در نظام آموزشی ما معلمان احساس نیاز نمی کنند. به عبارت دیگرهنوز معنی ومفهوم انفجار دانش، اطلاعات وفن آوری وتأثیرآن برتعلیم و تربیت برای بسیاری ازهمکاران مشخص نیست. رابطه ی معلم و دانش آموز ومسؤلان براساس یک مکانیسم ازقبل مشخص شده نیست. موضوع حساب پس دهی و پاسخگو بودن در آموزش و پرورش ما به صورت گسترده دیده نمی شود. تاکنون از معلمی و یا از مدیر آموزش و پرورشی نپرسیده اند که چرا اوضاع تربیتی بر وفق مراد(هدفهای تعلیم وتربیت آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران )نیست؟ مسؤلیت شما در قبال وضع موجود چیست؟ چه سطحی تحویل شما شده و نقش شما چه بوده است؟ با چه میزان آمادگی وارد کلاس می شوید؟ آیا طرح و برنامه ای برای دانش آموزان درابتدای سال داشته اید؟ هدف رامی دانید و راه های دستیابی به آن را شناسایی کرده اید؟ برای برون رفت از وضعیت موجود افت تحصیلی و دستیابی به وضع مطلوب چه اقداماتی درنظردارید انجام دهید؟ فکرمی کنید دردنیای پیش روچگونه باید خود و فرزندانمان رامجهز نمود تا درمقابل آیندگان دست و پا بسته نباشند؟
ما به خوبی می دانیم که بدون داشتن استراتژی مناسب دردهکده جهانی می بایست ازالگوهای آموزش و پرورش دیگر کشورها پیروی نمود که خود هزاران مشکل فرهنگی وهویتی را برای کودکان ونوجوانان ما به دنبال دارد.
کاهش سطح توانمندی فرهنگیان و درنتیجه پایین بودن سطح جاذبه های شغلی یکی از دامنگیر ترین مشکل حال حاضر آموزش وپرورش ما است. واقعیت این است که باید برای خاتمه دادن به وضع موجود دست به یک ریسک مدیریتی زد واز طریق ایجاد انگیزه برای معلمان با از بین بردن مشغله های فکری آنان، راه را برای ایجاد یک آموزش و پرورش کارآمد مهیا نمود. در نگاه بسیاری از مدیران و برنامه ریزان کشورهای پیشرفته ی دنیا، معلمى شغلى است كه با دل ها سر وكار دارد. از این رو بر این عقیده هستند که هر فردى كه تعلیم مى دهد معلم نیست. فردى معلم است كه بتواند بر روى قلب و روح افراد تأثیر بگذارد. به همین دلیل فردى كه در تمام زمینه ها این گونه هست خود سیستم به لحاظ اقتصادى، منزلتى و خاص و مطلوب با او همنوا مى شود و مقام و منزلت معلم را بالاتر از صنعتگران و... می داند. ولی متأسفانه در کشور ما کثرت نیروی انسانی آموزش و پرورش گاه بهانه ای می شود برای چشم پوشی کردن از پرداختن به رفاه این قشر انسان ساز.
و موضوع مهم دیگر این است که در کشور ما تمامی صنوف ، از داشتن انجمن و تشکل برای پیگیری مشکلات صنفی خود بهره مند هستند به جز معلمان! گویا باز هم کثرت اعضای این صنف موجب نگرانی مسئولین شده و از اعتراضات کاملاً صنفی معلمان هراس دارند. و هر بار از گوشه و کنار کشور خبرهای می رسد که تعدادی از فعالان صنفی به بهانه های مختلف دستگیر و روانه ی زندان شده اند.
ذکر این موارد به منظور بازتاب نقاط ضعف از روی حب وبغض وعوامل دیگر نیست زیرا معتقدم «چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من» بنا براین کالبد شکافی این موارد به منظور اتخاذ یک رویکرد نوین به موضوع مهم آموزش و پرورش است تا بتوانیم وضع موجود راتغییر دهیم.








